العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

154

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

پر بدان نيازمندند براى آنها نبود كه تنشان بياسايد ، و حواسشان جمع شود و نيروى هاضمه آنها به كار افتد و غذا را بهمهء اعضاء برساند و از آن گذشته مردم را تا آنجا به كار ميكشيدند و دنبالش را ميگيرند كه خود را بيمار ميكنند . و بسيارى از مردمند كه اگر تاريكى شب جلوشان را نگيرد ، آرام و قرارى ندارند ، پيوسته دنبال كسب و جمع مال و پس اندازند ، بعلاوه زمين بتابش خورشيد گرم مىشود ، و هر چه بر آنست از جاندار و گياه را گرم مىكند ، و خدا بقدرت و حكمتش آن را اندازه گرفته گاهى تابانست و گاهى پنهان ، چون چراغ خاندان كه براى رفع نيازش بيافروزند و براى آسايش و آرامش خاموشش سازند ، و روشنى و تاريكى با اينكه ضدند كمك بهسازى و بهداشت جهانند . پس از آن بينديش در بالا و پائين شدن خورشيد براى پيدايش چهار فصل سال و تدبير و بهسازى آن در زمستان گرمى بدرون درخت و گياه برگردد تا مايه ميوه‌ها در آنها بسته شود ، و هوا را سنگين كند ، تا ابر و باران پديدار گردد ، و تن جانداران سخت و نيرومند شود ، در بهار تحركى آورد و مايه‌هاى زائيده در زمستان پديد شوند ، گياه سر زند و درخت گل دهد و جانداران ميل به نر كنند و در تابستان هوا داغ شود ، و ميوه‌ها برسند ، و موادّ زيادى بدن آب شوند و روى زمين خشك شود و آماده ساختمان و كار گردد ، و در پائيز هوا پاك شود و بيمارى برود ، و تندرستى آيد ، و شب دراز گردد ، و كار كردن را شايد ، و هوايش خموش باشد و براى مصلحتهاى ديگرى كه اگر همه را بشمرم سخن بدرازا كشد . اكنون بينديش در جابجا شدن خورشيد در 12 برج براى پا گرفتن سال و آنچه در آنست از تدبير و در اين چرخش چهار فصل سال درست ميشوند ، زمستان بهار ، تابستان و پائيز ، در اين چرخش ساليانه غله‌ها و ميوه‌ها ميرسند و پايان ميگيرند ، سپس برميگردد زندگى را از سر ميگيرد ، نبينى سال اندازه گردش خورشيد است از حمل تا حمل ديگر ، اين سال و همگنانش پيمانه زمانند از